حاج ملا هادي السبزواري
241
شرح مثنوى
( ( 270 ) ) ذكر با او همچو سبزهء گلخن است * بر سر مبر ز گل است و سوسن است ن 213 16 - ك 83 27 بر سر مبرز : از كلمات امير المؤمنين على ( ع ) است : نِعمَةُ الجاهِلِ كَرَوضَةٍ فى مَزبلَةٍ ( 1 ) يعنى نعمت نادان مثل سبزه است كه در مزبله رسته باشد . ( ( 278 ) ) گر گل است انديشهء تو گلشنى * ور بود خارى تو هيمهء گلخنى ن 214 2 - ك 83 32 گر گل است انديشهء تو ، گلشنى : اين قول به اتحاد عالِم و معلوم است كه بسيارى از محققين حكما بر آنند و مجملى از بيان آن است كه معلوم ، دو است : معلوم بالذات ، چون صورت كليّه گُل كه در عقل و صورت جزئيهء آن كه در خيال است . و معلوم بالعرض كه گُلِ طبيعى مادى باشد . و اين محققين نمىگويند كه روح با گل طبيعى اتحاد دارد ، بلكه با معلوم بالذات از گل . ديگر آن كه ، آن گلِ معلوم بالذات ، ماهيّتى دارد و وجودى . و نمىگويند كه با ماهيّت و مفهوم آن اتحاد دارد ، بلكه با وجود او . به اين معنى كه همهء مفاهيم و ماهيات حاصله در روح به وجود روح موجودند چنان كه در عالم خارج به وجودات متشتته موجود بودند ، در روح به يك وجود بسيط مسبوط موجودند . و با [ ز ] اينها نمىگويند روح تجافى از مقام شامخ لطيفهء سرّيه و خفويه نموده ، بلكه بدون تجافى وجود اينها ظهور اوست . و مرتبهء ديگر از اتحاد آن است كه حق - سبحانه - را مرتبهء احديّت است - كه كثرت در وحدت است - و مرتبهء علم عنايى حق است ، و مرتبهء واحديّت است - كه وحدت در كثرت است - و مرتبهء علم تفصيلى و اسماء و صفات حق است . و روح امرى كه آيت كبراى حق است مقام آيت احديّت دارد و مقام آيت واحديت اول لطيفهء خفويه است ، كه در آن مقام وجود كلّ قوى و آن چه در دفاتر قوى است همه را داراست به نحو بساطت ، مانند ملكهء عقليه ، كه همهء معقولات در آن منطوى است ، و لطيفهء سرّيه نازلى از آن است . پس چون وجود همهء ما دون را داراست ، وجود معلومات اتحاد دارد با وجود ذات و باطن ذات عالم . و دوم ، لطيفهء روحيه است ، كه مقام تفصيل و وحدت در كثرت روح است . و در اين مقام از شدّت لطافت به هر چه رو آورد رنگ او پذيرد . و قوله - تعالى - * ( كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُه ثُمَّ فُصِّلَتْ 11 : 1 ( 2 ) ، اشارت به هر دو مقام دارد . ( ( 280 ) ) طبلهها در پيش عطَّاران ببين * جنس را با جنس خود كرده قرين ن 214 4 - ك 83 33 طبلهها : طبلهء عطار ، ظرفى كه جنس خود را از دوا و غير آن در آن جا دهد . ( ( 283 ) ) طبلها بشكست و جانها ريختند * نيك و بد در همدگر آميختند ن 214 7 - ك 83 35
--> ( 1 ) احاديث مثنوى ص 44 - تنبيه الخواطر ص 271 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء هود ، آيهء 1 . .